محمدحسين ناصر الشريعه

322

تاريخ قم ( فارسى )

فوت مرحوم ميرزا ابو القاسم هيچ‌يك از تلامذهء او به تنقيح و درستى ايشان درس نگفته ، علاوه بر فضل ظاهر قدس باطن هم داشته است . « فدوى » نام از عرفاى هندوستان كه راجلا به اعتاب عليه رهسپار بود ، ايشان را به تصفيه و تهذيب باطن واداشته به فكر مدام و ذكر دوام مشغول فرمود » . « 1 » باب تاء آقا سيد محمد تقى رضوى ، از علماء متقى پسر مرحوم حاج سيد اسحق و در مسجد امام اقامهء نماز جماعت مىنمود . شرحى بر خطبهء حضرت صديقه سلام اللّه عليها به عربى نگاشته و در تهران به طبع رسيده ، و در سال 1344 فوت و در شيخان مدفون شد .

--> ( 1 ) - يكى از موهومات فرقه‌هاى صوفيه كه اساس معتقدات خرافى آنها را تشكيل مىدهد اين است كه فى المثل چنين مجتهد بزرگوارى را كه از شاگردان عاليقدر و پارساى ميرزاى قمى و نزديكترين فرد به وى بوده است ، با همهء مقام علمى و معنوى ، ناقص و محتاج تلقين ذكر و فكر درويش گمنامى به نام « فدوى » مجهول الحال و رهگذرى مىدانند كه به او توصيه تصفيهء دل و تهذيب باطن كند : صوفيه بر خلاف عقيدهء تمام دانشمندان آفاق ، علم و دانش را حجاب معنى و موجب گمراهى مىدانند ، و مردم را تشويق و دعوت به بىقيدى و لاابالىگرى و بىدانشى مىكنند . در عين حال دم از معرفت و حق و حقيقت مىزنند و خود را « اهل حق » و پيران گمراه و مرشدان بىسواد خويش را « ارباب معرفت » مىخوانند و عشق و عاشقى را بر علم و عقل ترجيح مىدهند ، چنان‌كه گفته‌اند : بشوى اوراق اگر همدرس مائى * كه علم عشق در دفتر نباشد آيا مىتوان باور داشت كه فقيهى عاليقدر و پاكدل مانند صاحب ترجمه ، با اين كه سال‌ها در محضر مجتهدى عظيم الشأن همچون ميرزاى قمى پيشواى دينى شيعيان عصر خود ، تحصيل علم و كمال نموده ، و از انفاس قدسية آن مرد والاقدر ، كه خود از اوتاد روزگار و يكى از مربيان بزرگ جامعه بوده ، بهره‌هاى اخلاقى گرفته ، ناقص و نيازمند به ملاقات و تلقين درويش هندى مجهول الحالى باشد ؟ ! سخن در پرده گفتم با حريفان * خدايا زين معما پرده بردار ! در صفحه 110 اين كتاب از لحاظ خوانندگان گذشت كه شيروانى مؤلف « بستان السياحه » چگونه از مردم متدين قم به جرم اين كه مخالف بوق و كشكول و من تشا و تبرزين و صوفيگرى و بىبند و بارى بوده‌اند و اين طبقه را به شهر خود راه نمىداده و با اينان آميزش نداشته‌اند ؛ نكوهش نموده و مىگويد : « عموما دشمن فقرا ، يك نفر ديده نشد كه دل ربايد و يا در معارف انسانى كامل نمايد » ! و شعر عبد الرحمن جامى سنى صوفى معروف را كه در مذمت شيعيان قم گفته است : سگ كاشى به از اكابر قم * با وجودى كه سگ به از كاشى است عمدا ناديده گرفته و آن را نسبت به شاه طهماسب صفوى پادشاه متعصب شيعى داده كه سعى بليغى ، در بزرگداشت علماى قم و مردم شيعى مذهب آن سرزمين مقدس داشته است ؟ خداوند گمراهان را به راه راست هدايت كند و ما را از پيروى مكتب اهل بيت عصمت كه همان پيروى صحيح از علماى دينى و عمل به احكام اسلامى است باز ندارد . ( د )